زندگی همیشه زیباست در کنار آرامش
راستي آيا تا به حال شده فكر كني كه بهترين لحظه زندگيت كي بوده؟؟؟؟؟ خب هركسي تو خلوتش جوابهاي خوبي داره كه حالا بستگي به شرايط و احوالش تو اون لحظست..... البته منم همينطور... تو همين احوالات احساسي ، رمانتيك و .....از اين جور افكارات بودم امیدوارم که : I Wish U: To fall in love . عاشق بشی To laugh until it hurts your stomach آنقدر بخندی که دلت درد بگیره . To find mails by the thousands when you return from a vacation بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری . To go for a vacation to some pretty place برای مسافرت به یک جای خوشگل بری . To listen to your favorite song in the radio به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی . To go to bed and to listen while it rains outside به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی . To leave the Shower and find that the towel is warm! از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه ! To clear your last exam . آخرین امتحانت رو پاس کنی . To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to . کسی رو که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت می خواد ببینیش بهت تلفن کنه . To find money in a pant that you haven't used since last year . توی جيب شلواری که از سال گذشته ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی . To laugh at yourself looking at mirror, making faces !!! برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!! Calls at midnight that last for hours . نیمه شب تلفن داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه . To laugh without a reason . بدون دلیل بخندی . To accidentally hear somebody say something good about you . بطور تصادفی بشنوی که یه نفر داره ازت تعریف می کنه . To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours ! از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی ! To hear a song that makes you remember a special person . آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یادت می یاره . To be part of a team . عضو یک تیم باشی . To watch the sunset from the hill top . از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی . To make new friends . دوستهای جدید پیدا کنی . To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person ! وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین ! To pass time with your best friends . لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی . To see people that you like, feeling happy . کسانی رو که دوستشون داری خوشحال ببینی . See an old friend again and to feel that the things have not changed . یه دوست قدیمی رو دوباره ببینی و ببینی که فرقی نکرده . To take an evening walk along the beach . عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی . To have somebody tell you that he/she loves you . یکی رو داشته باشی که بدونی دوستت داره . To laugh .......laugh. . .........and laugh .......remembering stupid things done with stupid friends . یادت بیاد که دوستهای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردن و بخندی و بخندی و ........ باز هم بخندی . These are the best moments of life ... اینها بهترین لحظههای زندگی هستند ... Let us learn to cherish them . قدرشون روبدونیم . "Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed" " زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کني بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد" Sir. Charles Chaplin چارلی چاپلین کاش هنوزم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم کاش برای حرف زدن کاش قلبها در چهره بود دنیا را ببین... بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن بچه بودیم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم دعوا میکردیم ۱ ساعت بعد از یادمون میرفت نمی فهمد بچه بودیم دوستیامون تا نداشت بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ؛ دیگه همون بچه هم نیستیم همه چیز از خواستن شروع می شود و اینجاست که حسادت رخ میدهد و نسل ما را از کودکی طوری بار آورده اند که هیچ گاه پیدا نمی شود شما آنقدر در دیگران حل شده اید که تمام نیت هایتان وابسته به تفکر، نگرش، و دیگران هم برای مدت زیادی شما را اول نگه نمیدارند ... هیچ کسی نمی تواند شما را به خود بیاورد اگر دیگران هم عکس العملی نشان دادند به پای این بگذارید و زیباتر از این نخواهد بود شب ها زود بخواب. صبح ها زودتر بیدار شو. .. نرمش کن. بدو . کم غذا بخور. زی بارون راه برو. گلوله برفی درست کن. هر چند وقت یک بار نقاشی بکش. در حمام آواز بخوان و کمی آب بازی کن. سفید بپوش. آب نبات چوبی لیس بزن. بستنی قیفی بخور. به کوچکتر ها سلام کن . شعر بخون. نامه ی کوتاه بنويس. زیر جمله های خوبی که تو کتاب ها هست خط بکش. به دوست های قدیمیت تلفن بزن. شنا کن .هفت تا سنگ تو آب بنداز و هفت تا آرزو بکن .خواب ببین. چای بخور و برای دیگران چای دم کن. جوراب های رنگی بپوش. مادرت رو بغل کن. مادرت رو ببوس. به پدرت احترام بذار و حرفاش رو گوش کن. دنبال بازی کن. اگر نشد وسطی بازی کن. به برگ درخت ها دقت کن . به بال پروانه ها دقت کن. قاصدک ها رو بگیر و فوت کن. خواب ببین. از خواب های بد بپر و آب بخور. به باغ وحش برو. چرخ و فلک سوار شو. پشمک بخور. کوه برو . هرجا خسته شدی یک کم دیگه هم ادامه بده. خواب هات رو تعریف نکن. خواب هات رو بنویس وبخند. چشم هات رو روی هم بگذار. شیرینی بخر. با بچه ها توپ بازی کن. برای خودت برنامه بنويس . قبل از خواب موهات رو شانه کن. به سر خودت دستی بکش. خودت رو دوست داشته باش. برای خودت دعا کن! برای خودت دعا کن که آرام باشی. وقتی توفان می آید، تو همچنان آرام باشی. تا توفان از آرامش تو آرام بگیرد. برای خودت دعا کن تا صبور باشی ؛ آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمون کنار بروند و خورشید دوباره بتابد. برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی. بتوانی هم صحبتش باشی . و صبح ها برایش نان تازه بگیری. برای خودت دعا کن که سر سفره ی خورشید بنشینی . و چای آسمانی بنوشی. برای خودت دعا کن تا همه ی شب هایت ماه داشته باشد ؛ چون در تاریکی محض راه رفتن خیلی خطرناک است. ماه چراغ کوچکی است که روشن شده تا جلوی پایت را ببینی. برای خودت دعا کن تا همیشه جلوی پایت را ببینی؛ آخه راهی را که باید بروی خیلی طولانی است. خیلی چاله چوله دارد؛ دام های زیادی در آن پهن شده است و باریکه های خطرناکی دارد؛ پر از گردنه های حیران و سنگلاخ های برف گیر است . برای خودت دعا کن تا پاهایت خسته نشوند و بتوانی راه بیایی. چون هر جای راه بایستی مرده ای و مرگی که شکل نفس نکشیدن به سراغ آدم بیاید ، خیلی دردناک است. هیچ وقت خودت را به مردن نزن!برای خودت دعا کن که زنده بمانی. زنده ماندن چند راه حل ساده دارد!برای اینکه زنده بمانی نباید بگذاری که هیچ وقت بیشتر از اندازه ای که نیاز داری بخوابی. باید همیشه با خدا در تماس باشی تا به تو بیداری بدهد. بیداری هایی آمیخته با روشنایی، صدا، نور، حرکت.تو باید از خداوند شادمانی طلب کنی. همیشه سهمت را بخواهو بیشتر از آن چه که به تو شادمانی ارزانی می شود در دنیا شادمانی بیافرین تا دیگران هم سهمشان را بگیرند. برای اینکه زنده بمانی باید درست نفس بکشی و نگذاری هیچ چیز ی سینه ات را آلوده کند. برای اینکه زنده بمانی باید حواست به قلبت باشد. هرچند وقت یکبار قلبت را به فرشته ها نشان بده و از آنها بخواه قلبت را معاینه کنند. دریچه هایش را، ورودی ها و خروجی هایش را و ببینند به اندازه ی کافی ذخیره شادمانی در قلبت داری یا نه!! اگر ذخیره ی شادمانی هایت دارد تمام می شود باید بروی پشت پنجره و به آسمان نگاه کنی. آنقدر منتظر بمان و به آسمان نگاه کن تا بالاخره خداوند از آنجا رد بشود؛ آن وقت صدایش کن؛به نام صدایش کن؛او حتماً برمی گردد و به تو نگاه می کند و از تو میپرسد که چه می خواهی؟؟!تو صریح و ساده و رک بگو. هر چیزی که می خواهی از خدا بخواه. خدا هیچ چیز خوبی را از تو دریغ نمی کند. شادمان باش. او به تو زندگی بخشیده است و کمکت می کند که زنده بمانی. از او کمک بگیر.از او بخواه به تو نفس، پشمک، چرخ و فلک، قدم زدن، کوه، سنگ، دریا، شعر، درخت… تاب، بستنی، سجاده، اشک، حوض، شنا، راه، توپ، دوچرخه، دست، آلبالو، لبخند، دویدن و … عشق… بدهد. آن وقت قدر همه ی اینها را بدان و آن قدر زندگیت را ادامه بده که زندگی از این که تو زنده هستی به خودش ببالد!!دیگران را فراموش نکن · اگه مي خواهيد اخلاق كسي را امتحان كنيد ، به او قدرت بدهيد. · هر وقت زمين خوردي ، دست كم چيزي از زمين بردار. · اگر تمام شب را براي از دست دادن خورشيد اشك بريزي ، لذت ديدن ستاره ها را از دست مي دهي. · به نور نگاه كن ! سايه ها پشت سرت خواهند بود. · هرگز اميدي را از كسي سلب نكن، شايد اين تنها چيزي است كه او دارد. · حسود فكر مي كند اگر پاي همسايه اش بشكند او بهتر مي تواند راه برود. · كسي كه كار نمي كند ، اشتباهي نمي كند و كسي كه اشتباهي نمي كند ، چيزي ياد نمي گيرد. · خوش بين باش ولي خوش بيني ديرباور... · كسي كه سوال مي پرسد چند دقيقه احمق است اما كسي كه سوال نمي پرسد براي هميشه احمق است. · زياد زيستن آرزوي همه است .................. اما خوش زيستن ، آرمان يك عده معدود · ارزش هر كس به اندازه چيزي است كه به دنبال آن است. · پرستويي كه به فكر مهاجرت است از ويراني آشيانه نمي ترسد. امروز بعد از اون هواي باروني و پاك و دلپذير نمي دونم چي شد كه هواي نوشتن به سرم زد... بعد از اون همه وقت.....شايد دوباره تازه شدم .....شايد هم فارغ............ . . . هر چي كه هست اين حس و دوستش دارم . راستي يادمون باشه كه قوانين مورفي رو يادبگيريم و ازش استفاده نكنيم. "قوانين مورفي" *وقتی جوراب پاته، حتما دمپایی دستشویی خیسه! *وقتی پیاده باشی تاکسی گیرت نمی آد، اما وقتی با ماشین باشی توی ترافیکی از تاکسی ها گیر می کنی. *برای موفق شدن تنها یک راه وجود دارد، اما برای شکست خوردن راه های زیاد. من مي تونم خوب ، بد ، خائن، وفادار ، فرشته خو يا شيطان صفت باشم. من مي تونم تو را دوست داشته يا از تو متنفر باشم. من مي تونم سكوت كنم ، نادان و يا دانا باشم. چرا كه من يك انسانم و اين صفات انساني است و تو هم به ياد داشته باش. من نبايد چيزي باشم كه تو مي خواهي ، من را خودم از خودم ساخته ام ، مني كه من از خود ساخته ام ، آمال من است. تويي كه تو از من مي سازي آرزوهايت و يا كمبود هايت است . لياقت انسان ها كيفيت زندگي را تعيين مي كند نه آرزوهايشان و من متعهد نيستم كه چيزي باشم كه تو مي خواهي و تو هم مي تواني انتخاب كني كه من را مي خواهي يا نه ولي نمي تواني انتخاب كني كه از من چه مي خواهي مي تواني دوستم داشته باشي همين گونه كه هستم ، و من هم مي تواني متنفر باشي بي هيچ دليلي ، و من هم چرا كه ما هر دو انسانيم و اين جهان مملو از انسانهاست پس اين جهان مي تواند هر لحظه مالك احساسي جديد باشد. تو نمي تواني برايم به قضاوت بنشيني و حكمي صادر كني ، و من هم قضاوت و صدور حكم بر عهده نيروي ماورايي خداوندگار است. دوستانم مرا همين گونه پيدا مي كنند و مي ستايند. حسودان از من متنفرند ولي باز مي ستايند. دشمنانم كمر به نابوديم بسته اند و همچنان مي ستايندم. چرا كه من اگر قابل ستايش نباشم نه دوستي خواهم داشت نه حسودي و نه دشمني و نه حتي رقيبي من قابل ستايشم و تو هم يادت باشد اگر چشمت به اين دست نوشته افتاد به خاطر بياوري كه آن هايي را كه هر روز مي بيني و با آنها مراوده مي كني. همه انسان هستند و داراي خصوصيات يك انسان ، با نقابي متفاوت اما همگي جايز الخطا نامت را انساني با هوش بگذار اگر انسان ها را از پشت نقاب هاي متفاوتشان شناختي و يادت باشد كه اين ها رموز بهتر زيستن است............... هیچ خاطره ای زنده نمی ماند مگر شیر ین باشد و هیچ لبخندی نیست مگر شادی بیاورد. و هیچ بهاری نمی آید مگر سالی دیگری در پیش باشد. پس بگذار باران شوق بر زندگی ات ببارد تا روحت را صفا دهد - گلهای عشق در دلت جوانه زنند تا آنها را به دیگران هدیه کنی - خاطراتت قشنگ باشند تا همواره بیادشان بیاوری - لبخند بر لبانت نقش ببندد تا شادی و بهار بیاید تا بدانی باز هم فرصت بودن هست. فرارسیدن سال جدید بر شما دوستان عزیز و خانواده محترمتان مبارک باد 1. به چشمي اعتماد كن كه به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد......به دلي دل بده كه جاي خالي برايت داشته باشد....و دستي را بپذير كه باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد باشد..................... 2. هوس بازان كسي را كه زيبا مي بينند دوست دارند...........اما عاشقان كسي را كه دوست دارند زيبا مي بينند....... 3. وقتي تو زندگي به يك در بزرگ رسيدي نترس و نااميد نشو....چون اگه قرار بود در باز نشه جاش ديوار ميذاشتن ..... 4. آنچه هستي هديه خداوند است و آنچه كه ميشوي هديه تو به خداوند......پس بي نظير باش....... 5. شريف ترين دلها دلي است كه انديشه آزار ديگران در آن نباشد...... 6. بدبختي تنها در باغچه اي كه خودت كاشته اي ميرويد....... 7. وقتي زندگي برايت خيلي سخت شد يادت باشه كه درياي آروم ناخداي قهرمان نمي سازه..... 8. هر انديشه شايسته اي به چهره انسان زيبائي مي بخشد.... 9. قابل اعتماد بودن ارزشمند تر از دوست داشتني بودن است...... 10. پس نگو شب شده است بگو صبح در راه است اين روزهها اين قدر هوا خوبه (البته سوزشي بس ناجوانمردانه هم داره) كه آدم دلش مي خواد تو خونه كنار شومينه بشينه و با يه ليوان نسكافه گرم از خودش پذيرايي كنه و به قول معروف حالشو ببره اما افسوس كه نمي شه يا حداقل براي من نمي شه...... بهر حال شصت و خرده اي روز هم تا عيد بيشتر باقي نمونده و حسابي كار داريم براي انجام دادنش.... اما حالاكه هوا بدجوري زمستوني شده و كمتر به ياد بهار و عيد مي اندازه آدم رو...بهر حال.. راستي يكي از دوستان لطف داشتند و برام مطلبي ايميل زدند كه واقعا تو اون زمان براي من كه توي حال و هواي خوبي نبودم يه مرهم بود . يه داستان قديمي و پند آموزي هست كه بدردتون مي خوره: "هرگز با خودت قهر نکن" به شيوانا خبر دادند که يکي از شاگردان قديمي اش در شهري دور از طريق معرفت دور شده و راه ولگردي را پيشه کرده است. شيوانا چندين هفته سفر کرد تا به شهر آن شاگرد قديمي رسيد. بدون اينکه استراحتي کند مستقيماً سراغ او را گرفت و پس از ساعتها جستجو او را در يک محل نامناسب يافت. مقابش ايستاد؛ سري تکان داد و از او پرسيد: تو اينجا چه ميکني دوست قديمي؟ !! شيوانا تبسمي کرد و گفت: من هنوز هم خودم را استاد تو ميدانم. آمده ام تا درس امروزت را بدهم و بروم. شيوانا با اطمينان گفت: البته! لياقت تو خيلي بيشتر از اينهاست . درس امروز اين است : هرگز مگذار ديگران وادارت کنند با خودت قهر کني. و هرگز اجازه مده ديگران وادارت کنند خودت، خودت را محکوم کني. به محض اينکه خودت با خودت قهر کني ديگر نسبت به سلامت ذهن و روان و جسم خود بي اعتنا ميشوي و هر نوع بيحرمتي به جسم و روح خودت را ميپذيري . شيوانا پيشاني شاگردش را بوسيد و بلافاصله بدون اينکه استراحتي کند به سمت دهکده اش بازگشت. چند هفته بعد به او خبر دادند که شاگرد قديمي اش وارد مدرسه شده و سراغش را ميگيرد. شيوانا به استقبالش رفت و او را ديد که سالم و سرحال در لباسي تميز و مرتب مقابلش ايستاده است . شيوانا تبسمي کرد و او را در آغوش گرفت و آرام در گوشش گفت :اکنون که با خودت آشتي کرده اي ياد بگير که از خودت طرفداري کني. به هيچکس اجازه نده تو را با يادآوري گذشته ات وادار به سرافکندگي کند . هرگز مگذار ديگران وادارت سازند، دفاع از خودت را فراموش کني و به تو توهين کنند .
كه مطلبي رو كه دوستم برام ايميل كرده بود رو خوندم كه ظاهرا از گفته هاي "چارلي چاپلين" بود....خيلي جالب بود و حسابي به دلم چسبيد ، انگاربا چسب رازي چسبيده شده بود
..... چون بعضي هاش واقعا براي خودم اتفاق افتاده بود و حتي بعضي وقت ها هنوز هم مي افته...پس شما هم بخونيد:
بچه که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم
اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم
کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود
کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش
را از نگاهش می توان خواند
نیازی به صحبت کردن نداشتیم
کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود
بچه بودیم از آسمان باران می آمد
بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید!
بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه
بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم
بزرگ شدیم تو خلوت
بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست
بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه
بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی
بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن
بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که
اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه
کاش هنوزم همه رو
به اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم
بچه که بودیم اگه با کسی
بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم
بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود
بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه
بچه بودیم درد دل ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند
بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم... هیچ کس
بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره
بچه که بودیم بچه بودیم
خواستن، غریزی ترین واکنش بشر نسبت به نداشته هایش است
همین که خیره میشوی به چیزی که تنها دلت تصاحبش را میخواهد،
اینجاست که خواستن، قدرتش را به رخ می کشد ...
مشکل انسان ها در خواستن ِ نداشته هایشان نیست
مشکلشان در کنار آمدن با این نداشته هاست ...
اینجاست که احساس خوشبختی مقطعی می شود
به محض اینکه شما چیزی را دیدید که داشتنش را میخواهید
خوشبحتی تبدیل به احساسی می شود که تا آن را بدست نیاورید از آن محروم
حسادت مفهومی لحظه ایست که در یک لحظه در ناخود آگاه شما جوشش میکند
و شما را ملزم به تصاحب میکند
حسادت یعنی تشخیص چیزی که دیگران دارند و شما ندارید
اما میخواهید داشته باشید
در حسادت، مشکل شما نداشته های دیگران نیست،
بلکه داشته هایی است که آنها دارند و شما ندارید
به عنوان مثال شما هیچوقت برای داشتن یک سیاره حسادت نمیکنید،
زیرا دیگران هم سیاره ندارند
خیلی مهم است که بدانید میزان حسادت به میزان ارزشی است، که شما برای دیگران قائلید
تا مادامی که در درون شما به همان اندازه که حواستان به دیگران هست
به خودتان نیست، حسادت رخ می دهد
زیرا حواس ِ چندگانه ی بشر ذاتا عاشق جستجو است.
که بیشتر در دیگران جستجو کنیم تا خودمان
اینگونه است که به چشم خود با بهترین هایمان نمی آییم
اما مراقبیم دیگران با چه چیزهایی به چشممان می آیند
تا مادامی که دنیایمان درگیر بدست آوردن ِ داشته های دیگران است
هیچگاه احساس خوشبختی در ما متولد نمی شود
زیرا همیشه در هر سطحی که باشیم یا هر چقدر از دیگران به دست آورده باشیم
باز هم چیزی هست که نداشته باشیم
و دوباره درگیر تصاحب میشویم و تا بدست نیاوریمش آرام نیستیم ...
و این چرخه ی باطل ادامه دارد
سخت است باور اینکه یک انسان میتواند خودش را با نداشته هایش بپذیرد
انسان تا وقتی خود را کشف نکرده، از خود لذت نمی برد و
تا مادامی که از خود لذت نبرد نمی تواند به خودش قناعت کند
تا وقتی هم که نتواند به خودش قناعت کند، جواب سوال هایش را در دیگران میجوید
آنهم چه دیگرانی ؟ که همه شبیه خودش گم کرده ای دارند ...
نیت ها، نقش بزرگی در احساس رضایت دارند
شما درس نمی خوانید که به دانشگاه بروید تا از دانشگاه رفتن ِ خودتان لذت ببرید
شما درس میخوانید که دانشگاه بروید تا از دیگران عقب نمانید
شما زیباترین لباستان را در مهمانی به خاطر این تن نمیکنید که خودتان از خودتان لذت ببرید
شما زیباترین لباستان را میپوشید که دیگران از آن لذت ببرند
و این لذت را با تعریف هایشان به شما انتقال دهند
شما 3 سال سخت کار نمی کنید تا ماشینی را بخرید
که در رویایتان همیشه پشتش نشسته اید
شما کار میکنید تا ماشینی را بگیرید که دیگران به شما القا کرده اند فوق العاده است
زندگی و ارزش های آنهاست
ارزش هایی که چون همیشه به واسطه ی حضور دیگری ارزش میگیرد
پس رقابت ایجاد می کند
رقابت بین تمام افرادی که "خود" را جا گذاشته اند
و با هم بر سر اول بودن رقابت میکنند
طبیعی است که شما حتی اگر اول هم باشید خیلی احساس خوشبختیتان دوام نمی آورد
زیرا همیشه در هر چیزی، بالای داشته های شما وجود دارد
.
.
.
.
باید باور کرد احساس زیبایی در زندگی به درون شماست.
به صرف اینکه وارد دنیای بیرونتان می شوید
اگر "خود" را همراه نداشته باشید به "جلب توجه" پناه میبرید.
و هر چقدر هنرمندانه توجه ها را جلب کنید
در لحظات تنهایی چیزی برای لذت بردن ندارید
زیرا توجه نیز مفهومیست که با حضور دیگران تعریف می شود.
زیرا طاقت دوم بودن را ندارند
و اینگونه است که دیگران میتوانند برای احساس ِ خوشبختی شما تصمیم بگیرند
زیرا این احساس را روی اطرافیانتان سرمایه گذاری کرده اید ...
یـــــــاد بگیرید که شما در یک چیز اول هستید.
حتی اگر نخواهید هیچ کسی نمی تواند جز شما در آن اول باشد
آن هم خود بودن است.
شما اگر خودتان باشید جذابید
زیرا جذابیت مختص هر چیز کمیاب است.
و از هر انسان، تنها یکی به وجود آمده
مشکل از جایی شروع می شود که شما آنقدر خود را فراموش کرده اید
که دیگر نمی توانید خصوصیات واقعی خودتان را زندگی کنید
برای همین است که به همین شیوه ادامه میدهید.
چون خیلی ها شبیه شما خودشان را چال کرده اند و طبق هنجار های اجتماع بار آمده اند
باور کنید همین الان این نوشته را با لذت می خوانید
اما بعد از ظهر وقتی میخواهید به خیابان بروید طوری لباس می پوشید، طوری حرف میزنید، طوری رفتار میکنید که دیگران بپسندند
آنقدر خودتان نبوده اید که به طور ناخود آگاه از پس خود نبودن بر می آیید ...
بیایید باور کنید کافیست یک بار باب میل دلتان بچرخید
تا شب وقت خوابیدن پر از احساس خوب باشید
به درک که دیگران میگویند "این جو گیر رو نگاه کن"
وقتی دلتان میخواهد زیر باران برقصید خوب برقصید ...
وقتی دلتان میخواهد رانندگی پشت یک فولکس واگن را تجربه کنید،
این کار را انجام دهید
وقتی دوست دارید دستمال گردن بگذارید خوب بگذارید ...
مهم احساس شماست.
که شهامت انجام خواسته های درونی خود را ندارند
و میخواهند از کسی که این کار را میکند ایراد بگیرند
این را بدانید که :
خوشبختی احساسی درونیست که با بدست آوردن نداشته ها حاصل نمی شود
خوشبختی مستقل تر از این حرفاست که وابسته به بود و نبود ِ چیزی شود
و هنگامی حاصل می شود که شما از خویش احساس رضایت داشته باشید
اگر روزی توانستید از خودتان با تمام گند هایی که میزنید راضی باشید
خوشبختی در شما استمرار پیدا میکند ... و هر لحظه برای شما زیباست
حتی دردهایتان را دوست دارید
زیرا دردهایتان بیشتر از هر چیزی به درونتان تعلق دارند ...
دردهایتان را به آغوش می کشید که بوی اصالت میدهند
که خوشبختی را با واقعیت ها تجربه کنید نه با رویاهای نافرجام
*اگه سال تا سال یه قرون تو جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند، کافی یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه میفهمن!
*موقع فوتبال نگاه کردن هشتاد دقیقه میشینی چش تو چش تلویزیون هیچ اتفاقی نمی افته، یه دقیقه میری دستشویی، میای میبینی بازی 2-2 تموم شده!
*هرچقدر هم دلیل منطقی واسه خرید یه چیز داشته باشی، همیشه یکی اون نزدیکی ها هست که بگه سرت کلاه گذاشتن عجیب!
*هروقت گرسنه میای خونه، اون شب اتفاقی غذا ندارین. اما یه شب که بیرون غذا می خوری وقتی میای خونه می بینی غذای مورد علاقت رو درست کردن.
*تو یه ظرف آجیل اولین چیزی که می خوری یه بادوم تلخه.
*موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه. دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی.
*سر جلسه به دوستت که هیچی نخونده کل سوال ها رو برسونی و برگه هاتون با هم مو نزنه، نمره اون بیشتر می شه. این از قوانین ثابت مورفی هستش، شک نکن!
*اگه یک بار سر کلاس نری و استاد بگه جلسه بعد امتحانه، هیشکی بهت خبر نمیده! اما امان از اون روزی که یکی از اساتید حذف کنه، شونصد نفر یادت می افتن و بابای گوشیت رو در میارن از بس مسیج میدن که فلانی، استاد گفت حذفی!
*اگه یه ماشین صفر بخری، هرچقدر هم مواظبش باشی و سعی کنی جای مطمئنی پارکش کنی، بازم خط روش می افته، ولی ماشین کهنه داغونت رو بزار وسط اتوبان کرج، شب بیا سالم برش دار.
*یه وقت هایی که خیلی عجله داری اگه لاستیک هواپیما هم زیر ماشین انداخته باشی، میای می بینی 2تاش پنچره!
*دقیقا همون روزی که 5 دقیقه دیرتر بیدار شدی تمام وسایلت مفقود میشن!
*دقیقا وقتی جفت دستات تا آرنج گریسی یا گلی هستش، چشمت خارش می گیره!
*اگر یک تاریخ برای شما خیلی مهمه، 10 روز قبل از اون یادتونه و دقیقا همون روز یادتون میره. 355 روز بعدش هم دارید حرص از یادرفتنش رو می خورید. این قضیه فقط تا وقتی که اون تاریخ مهمه ادامه داره و بعدش برعکس میشه.
*اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد
شاگرد لبخند تلخي زد و شانه هايش را بالا انداخت و گفت: من لياقت درسهاي شما را نداشتم استاد! حق من خيلي بدتر از اينهاست! شما اين همه راه آمده ايد تا به من چه بگوييد؟
شاگردِ مأيوس و نااميد، نگاهش را به چشمان شيوانا دوخت و پرسيد: يعني اين همه راه را به خاطر من آمده ايد؟
هرگز با خودت قهر مکن.
هميشه با خودت آشتي باش و هميشه براي جبران خطاها به خودت فرصت بده .
تکرار ميکنم: "خودت آخرين نفري باش که در اين دنيا با خودت قهر ميکني ..."
درس امروز من همين است.
هميشه از خودت و ذهن و روح و جسم خودت دفاع کن .
خودت اولين نفري باش که در اين دنيا از حيثيت خودت دفاع ميکني.
درس امروزت همين است !
| Design By : Pichak |



